اقتصاد کشاورزی و بازار در گیلان: از شالیزار تا سفره
- Hamed Daneshmand
- بهمن ۱۵, ۱۴۰۴
- املاک پردیس
چکیده
برنج به عنوان کالایی راهبردی و هویتساز در گیلان، نقش محوری در اقتصاد، اشتغال و فرهنگ این استان ایفا میکند. با این حال، زنجیره ارزش این محصول از مزرعه تا مصرفکننده با چالشهای ساختاری متعددی روبرو است که سودآوری کشاورزان را کاهش داده و پایداری این بخش را تحت تأثیر قرار میدهد. این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با هدف بررسی اقتصاد کشاورزی و بازار برنج گیلان نگاشته شده است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، اسناد رسمی و گزارشهای میدانی گردآوری شدهاند. یافتهها نشان میدهد که زنجیره ارزش برنج گیلان از حلقههای تولید، جمعآوری، فرآوری، توزیع و فروش تشکیل شده که در هر کدام شکافهای کارایی و عدالت مشاهده میشود. مهمترین چالشها عبارتند از: خردبودن اراضی و عدم صرفهمقیاس، نهادههای گران، سیستم سنتی و پرتلفات فرآوری، حضور گسترده دلالان و واسطهها، نبود برندینگ قدرتمند و یکپارچه، و نوسانات قیمت. از سوی دیگر، فرصتهایی مانند تقاضای بالای داخلی برای برنج مرغوب، پتانسیل توسعه برند منطقهای “برنج گیلان”، گردشگری کشاورزی و توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر (مانند برنج قهوهای، آرد برنج) وجود دارد. این مقاله در نهایت پیشنهاد میکند که راهبرد خروج از بنبست کنونی، تقویت نهادهای جمعی کشاورزان (تعاونیها)، سرمایهگذاری در فناوریهای فرآوری و بستهبندی مدرن، توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی و بازارگاههای محلی، و طراحی کمپینهای بازاریابی متمرکز برای ایجاد تمایز و وفاداری به برنج اصیل گیلانی است.

مقدمه
استان گیلان با دارا بودن حدود ۲۴۰ هزار هکتار شالیزار، نزدیک به ۴۰ درصد از تولید برنج کشور را تأمین میکند. کشاورزی و به ویژه برنجکاری، ستون فقرات اقتصاد روستایی این استان محسوب میشود و معیشت مستقیم و غیرمستقیم صدها هزار خانوار به آن وابسته است. با این وجود، اقتصاد این بخش همواره در تنگنای عوامل مختلفی قرار داشته است. از یک سو، کشاورز گیلانی با هزینههای فزاینده تولید (نهادهها، نیروی کار، آب) و مخاطرات طبیعی (سیل، خشکسالی متناوب، آفات) دست و پنجه نرم میکند و از سوی دیگر، در بازار نهایی سهم ناچیزی از قیمت پرداختی مصرفکننده را دریافت مینماید. این شکاف و ناکارآمدی در زنجیره ارزش، پرسشهای بنیادینی را مطرح میسازد: آیا الگوی کنونی بازار و توزیع، انگیزه لازم برای نسل جوان کشاورز باقی میگذارد؟ راههای افزایش سهم کشاورز از ارزش نهایی کدامند؟ این مقاله در پی پاسخ به این پرسشها، به تحلیل ساختار اقتصاد کشاورزی و بازار برنج گیلان میپردازد و با ترسیم نقشه زنجیره ارزش، نقاط ضعف، قوت و فرصتهای تحول در آن را بررسی میکند.

فصل اول: کلیات اقتصاد کشاورزی گیلان و جایگاه برنج
۱-۱. اهمیت اقتصادی-اجتماعی برنج در گیلان
اشتغالزایی گسترده: برنجکاری فعالیتی فشرده و کاربرمحور است که در مراحل مختلف کاشت، داشت، برداشت و حتی فرآوری اولیه، اشتغال زیادی ایجاد میکند، به ویژه برای زنان و مردان روستایی.
تأمین درآمد پایه: برای بسیاری از خانوارهای روستایی، فروش برجد (شلتوک) یا برنج، اصلیترین منبع نقدینگی سالیانه است که هزینههای زندگی، ازدواج، تحصیل و… را تأمین میکند.
پیوند فرهنگ و اقتصاد: برنج تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی گیلان است. آیینها، ضربالمثلها و سبک زندگی با این محصول عجین شدهاست.
تولید در اکوسیستم ویژه: شالیزارهای گیلان خود یک اکوسیستم ارزشمند هستند که علاوه بر تولید غذا، در تعدیل آب و هوا، تغذیه آبهای زیرزمینی و حفظ تنوع زیستی نقش دارند.
۱-۲. ساختار تولید: ویژگیها و محدودیتها
خردمالکی غالب: میانگین اندازه زمینهای برنجکاری در گیلان بسیار کوچک (غالباً زیر یک هکتار) است. این موضوع امکان مکانیزاسیون گسترده، خرید نهاده به قیمت عمده و برنامهریزی متمرکز را محدود میکند.
هزینههای فزاینده تولید: قیمت کود، بذر اصلاحشده و به ویژه نیروی کار در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته است. کمبود نیروی کار در فصل نشاء و برداشت (به دلیل مهاجرت جوانان و سختی کار) و در نتیجه دستمزد بالای آن، فشار زیادی بر کشاورز وارد میآورد.
وابستگی به آب باران و منابع سطحی: اگرچه گیلان پرآب به نظر میرسد، ولی مدیریت ناکارآمد آب، خشکسالیهای متناوب و رقابت بخشهای دیگر، دسترسی به آب مطمئن را به چالشی برای برخی مناطق تبدیل کرده است.
عملکرد در هکتار: عملکرد برنج در گیلان اگرچه از میانگین ملی بالاتر است، ولی در مقایسه با استانداردهای جهانی و پتانسیل واقعی ارقام کشتشده، هنوز جای بهبود دارد. عوامل اقلیمی، آفات و بیماریها و روشهای سنتی در این امر مؤثرند.
فصل دوم: ترسیم زنجیره ارزش برنج گیلان (از مزرعه تا مصرف)
زنجیره ارزش برنج گیلان را میتوان به پنج حلقه اصلی تقسیم کرد که در هر کدام بازیگران و فعالیتهای خاصی حضور دارند.
۲-۱. حلقه اول: تولید (کشاورز)
نهادهها: کشاورز بذر، کود، سم و نیروی کار را تهیه کرده و عملیات شخم، نشاء، وجین، برداشت را انجام میدهد.
خروجی: محصول خام که شلتوک (برجد) نام دارد.
نقطه ضعف: قدرت چانهزنی پایین به دلیل پراکندگی، نیاز فوری به نقدینگی پس از برداشت و عدم دسترسی مستقیم به بازار.
۲-۲. حلقه دوم: جمعآوری و خرید اولیه
بازیگران: دلالان محلی (پیشکاران)، نمایندگان کارخانههای شالیکوبی، و تعاونیهای روستایی (که نقش کمرنگتری دارند).
فرآیند: دلال با مراجعه به روستا، شلتوک کشاورزان را خریداری میکند. قیمت در این مرحله اغلب بر اساس چانهزنی فردی و با توجه به عرضه و تقضای محلی تعیین میشود. کشاورز به نقدینگی سریع نیاز دارد و معمولاً در موقعیت ضعیفی قرار میگیرد.
نقطه ضعف: فقدان یک سیستم قیمتگذاری شفاف و عادلانه. سود دلال از تفاوت قیمت خرید از کشاورز و فروش به کارخانه تأمین میشود.
۲-۳. حلقه سوم: فرآوری (شالیکوبی)
بازیگران: کارخانههای شالیکوبی کوچک و متوسط محلی و چند شرکت بزرگتر.
فرآیند: تبدیل شلتوک به برنج سفید طی مراحل خشک کردن، پوستکنی و سفید کردن. کیفیت ماشینآلات و تکنولوژی در درصد بازدهی (میزان برنج سالم به دستآمده از شلتوک) و کیفیت نهایی محصول بسیار مؤثر است.
نقطه ضعف: بسیاری از کارخانهها فرسوده و قدیمی هستند که منجر به ضایعات بالا (خردشدن دانهها) و کاهش بازدهی میشود. این ضرر در نهایت به کل زنجیره و خصوصاً کشاورز بازمیگردد.
۲-۴. حلقه چهارم: توزیع عمده و بستهبندی
فرآیند: برنج فرآوری شده در حجمهای بزرگ به عمدهفروشان در سایر استانها فروخته میشود.
نقطه کلیدی: ایجاد ارزش افزوده اصلی در این مرحله رخ میدهد. بستهبندی جذاب و بازاریابی، باعث افزایش چشمگیر قیمت نسبت به برنج فله میشود. متأسفانه سهم کشاورز از این ارزش افزوده ناچیز است.
فصل سوم: تحلیل چالشهای کلیدی در اقتصاد و بازار
۳-۱. چالشهای مرتبط با تولید
قیمت تمامشده بالا و حاشیه سود کم: افزایش سرسامآور قیمت نهادهها در کنار قیمت خرید نسبتاً ثابت شلتوک، سود کشاورز را به حداقل رسانده است.
ریسکپذیری بالا: کشاورز متحمل تمام ریسکهای تولید (اقلیمی، آفات) است، اما در سود موفقیت سهم چندانی ندارد.
۳-۲. چالشهای مرتبط با بازار و توزیع
تعدد واسطهها و فشل بودن کانال توزیع: هر واسطه سودی برای خود برمیدارد و این هزینه نهایی بر دوش مصرفکننده و کاهش سود تولیدکننده است.
فقدان سیستم اطلاعات بازار (MIS): کشاورز از قیمتهای روز و تقاضای واقعی بازار مطلع نیست و در معامله با دلال آسیبپذیر است.
نوسانات شدید قیمت: قیمت برنج در طول سال و بین سالهای مختلف نوسان زیادی دارد که برنامهریزی برای همه بازیگران را دشوار میکند.
رقابت با برنجهای وارداتی و داخلی دیگر: سیاستهای واردات گاه بیضابطه و عرضه برنجهای کمکیفیت اما ارزانقیمت، بازار برنج گیلان را تحت فشار قرار میدهد.
۳-۳. چالشهای ساختاری و نهادی
ضعف تشکلهای مردمی: تعاونیهای تولیدکنندگان برنج از نظر تعداد، قدرت مالی و مدیریتی ضعیف هستند و نتوانستهاند نقش مؤثری در جمعآوری، فرآوری و بازاریابی مستقیم ایفا کنند.
کمبود نوآوری و ارزش افزوده: تمرکز عمده بر تولید برنج سفید ساده است. سرمایهگذاری کمتری روی محصولات با ارزش افزوده بالاتر مانند برنج قهوهای، برنج پرک، آرد برنج، شیرینیهای محلی برنجی و… صورت گرفته است.

فصل چهارم: فرصتها و راهبردهای تحول
۴-۱. راهبردهای کوتاهمدت و عملیاتی
تقویت و ایجاد تشکلهای کشاورزان: حمایت از تشکیل تعاونیهای قدرتمند روستایی که بتوانند نهاده را به صورت عمده و ارزانتر خریداری کنند، ماشینآلات مشترک داشته باشند، شلتوک را جمعآوری کرده و مستقیماً با کارخانههای معتبر قرارداد ببندند.
ایجاد بازارگاههای محلی و الکترونیکی (E-Marketplace): ایجاد پلتفرمهای فیزیکی و دیجیتال که کشاورز بتواند محصول خود را با قیمت شفاف به خریداران مختلف عرضه کند و از دلالی بیرویه جلوگیری شود.
ارتقاء فناوری فرآوری: ارائه تسهیلات ارزانقیمت برای نوسازی دستگاههای شالیکوبی جهت کاهش ضایعات و افزایش کیفیت و بازدهی.
۴-۲. راهبردهای بلندمدت و تحولآفرین
توسعه برند جمعی “برنج گیلان”: ایجاد و مدیریت یک برند جغرافیایی (GI) معتبر برای برنج گیلان تحت نظارت نهادی متشکل از کشاورزان، دولت و بخش خصوصی. این برند باید با استانداردهای سختگیرانه کیفیت، بستهبندی متمایز و علامت اصالت همراه باشد تا اعتماد مصرفکننده را جلب و ارزش افزوده را برای کل زنجیره حفظ کند.
تنوعبخشی و افزایش ارزش افزوده: سرمایهگذاری و پژوهش برای تولید محصولات متنوع از برنج مانند انواع برنج فرآوری شده، غذای آماده، محصولات آرایشی-بهداشتی (پودر برنج) و توسعه گردشگری کشاورزی (تجربه زندگی در شالیزار، شرکت در مراحل کاشت و برداشت).
توسعه صادرات هدفمند: با استفاده از برند معتبر و رعایت استانداردهای بینالمللی، بازارهای منطقهای و بینالمللی خاص (به ویژه برای مهاجران ایرانی و بازارهای خاص علاقهمند به محصولات ارگانیک و خاص) را هدف قرار داد.
آموزش و توانمندسازی کشاورزان: آموزش روشهای نوین کشت، مدیریت مالی، بازاریابی و کیفیتسنجی به کشاورزان برای افزایش قدرت تصمیمگیری و مشارکت فعال در زنجیره.
نتیجهگیری
اقتصاد کشاورزی گیلان در حوزه برنج، در یک دور باطل قرار دارد: تولید با هزینه بالا و ریسک زیاد، ارزش افزوده کم برای کشاورز، بازار آشفته و بیاعتماد، و در نهایت کاهش انگیزه برای ادامه تولید با کیفیت. خروج از این وضعیت نیازمند نگاهی کلنگر به زنجیره ارزش است، نه صرفاً حمایت مقطعی از یک حلقه (مانند تولید). نقطه شروع تحول، توانمندسازی کشاورز از طریق نهادهای جمعی است. تعاونیهای قدرتمند میتوانند کشاورز را از انزوا و ضعف در برابر بازار نجات دهند. در گام بعدی، ایجاد تمایز و شفافیت از طریق برندینگ جمعی و فناوریهای اطلاعاتی ضروری است تا مصرفکننده با اطمینان به سراغ برنج اصیل گیلان برود و پاداش این انتخاب به جیب همه بازیگران منصف زنجیره، به ویژه تولیدکننده، بازگردد. آینده برنج گیلان نه در افزایش کمی صرف، بلکه در ارتقای کیفیت، ایجاد ارزش و بازتوزیع عادلانه منافع آن در سراسر زنجیره از “شالیزار تا سفره” نهفته است. تحقق این امر تنها با همکاری سهجانبه کشاورزان متشکل، بخش خصوصی کارآفرین و دولت حامی و ناظر ممکن خواهد بود.
گروه انبوه سازان و املاک پردیس
بهترین املاکی که اخیرا توسط پردیس معرفی شده
خانم برزویی
۳ ماه قبل
خانم برزویی
۳ ماه قبل
فروش زمین ساحلی فقط۱میلیارد
مترمربع:
۲۵۰
خانم برزویی
۳ ماه قبل
ویلا فلت نوساز و کلیدنخورده در شرق گیلان
حمام ها:
۱
مترمربع:
۱۸۵
فاطمه آژده
۳ ماه قبل
ویلا دوبلکس نما مدرن نزدیک دریا با سند تک برگ
حمام ها:
۱
مترمربع:
۱۷۸
فاطمه آژده
۳ ماه قبل
فاطمه آژده
۳ ماه قبل
خانم برزویی
۴ ماه قبل
خانم برزویی
۴ ماه قبل
خانم برزویی
۴ ماه قبل

تأثیر آبوهوا و رطوبت گیلان بر ساخت و نگهداری ساختمان
۱۶ دی ۱۴۰۴
بدون دیدگاه

چرا گیلان مقصد محبوب تهرانیها برای خرید ویلاست؟
۱۴ دی ۱۴۰۴
بدون دیدگاه

نحوه محاسبه کمیسیون املاک گیلان در سال ۱۴۰۵ با توجه به تورم فزاینده ایران
۱۴ دی ۱۴۰۴
بدون دیدگاه











