تحلیل سبکشناسی معماری خانههای قدیمی گیلان
- Hamed Daneshmand
- دی ۱۸, ۱۴۰۴
- املاک پردیس
چکیده
معماری بومی گیلان، به عنوان یکی از اصیلترین و تطبیقیافتهترین معماریهای اقلیمی ایران، گنجینهای از دانش سنتی و هوشمندی زیستمحیطی است. این مقاله به تحلیل سبکشناسی معماری خانههای قدیمی گیلان از دو منطقه متمایز ییلاقی (اشکورات) و ساحلی میپردازد. با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانهای و مشاهدات میدانی، این پژوهش نشان میدهد که چگونه عوامل اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در شکلگیری کالبد، فضا و ساختار این خانهها تأثیرگذار بودهاند. یافتهها حاکی از آن است که خانههای اشکورات با ویژگیهایی چون استقرار در دامنهها، مصالح سنگ و چوب، بامهای شیروانی و فضاهای جمعی داخلی، در مقابل خانههای ساحلی با ساختار عمدتاً چوبی، بامهای چهارشیب، ایوانهای وسیع و تهویهی گسترده، دو گونه متمایز اما همخانواده از معماری گیلانی را تشکیل میدهند. این تفاوتها در عین حال، همگی در خدمت هدف غایی تطبیق با محیط، بهرهگیری از منابع محلی و پاسخ به نیازهای معیشتی و فرهنگی ساکنان بودهاند.
مقدمه
گیلان سرزمینی است با جغرافیای متنوع؛ از جلگههای حاصلخیز و نمناک ساحل دریای خزر تا کوههای پرشیب و مرطوب البرز. این تنوع جغرافیایی، همراه با شرایط اقلیمی ویژه (بارش فراوان، رطوبت بالا، وزش باد) و پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی، منجر به شکلگیری معماری بومی بینظیری شده است. معماری خانههای قدیمی گیلان نه محصول ذوق زیباییشناسانه صرف، بلکه نتیجهی تعاملی عمیق و خردمندانه با طبیعت، اقتصاد و اجتماع است. مطالعه سبکشناسی این خانهها، پنجرهای به سوی شناخت جهانبینی، شیوهی معیشت و سازگاری ساکنان این منطقه میگشاید. این مقاله قصد دارد با نگاهی نظاممند، به تحلیل و مقایسه دو گونه اصلی این معماری، یعنی خانههای ییلاقی منطقه کوهستانی اشکورات و خانههای جلگهای و ساحلی بپردازد و وجوه اشتراک و افتراق آنها را در قالب مفاهیم سبکشناسی معماری بررسی کند.

بخش اول: زمینههای شکلگیری معماری بومی گیلان
۱. عوامل اقلیمی و جغرافیایی
بارش سالانه زیاد (حدود ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر)، رطوبت نسبی بالا (بیش از ۷۰٪)، وزش بادهای مرطوب از دریا و بادهای خشک از کوه، و پوشش گیاهی انبوه مهمترین دادههای اقلیمی مؤثر بر معماری گیلان هستند. این عوامل ایجاب میکند که معماری در برابر رطوبت، بارش و جریان هوا پاسخگو باشد. تفاوت ارتفاع از سطح دریا بین اشکورات (بالای ۱۵۰۰ متر) و مناطق ساحلی (زیر ۱۰۰ متر) نیز منجر به تفاوت در دمای میانگین، میزان بارش برف و دوره سرما شده و بر معماری تأثیر مستقیم گذاشته است.
۲. عوامل فرهنگی-اجتماعی
خانوادههای گسترده، مشاغل مبتنی بر کشاورزی (به ویژه برنجکاری) و دامداری، و معیشت چندجانبه در اکثر مناطق گیلان، بر ابعاد و سازمان فضایی خانهها اثر گذاشته است. همچنین، حس جمعی قوی و تعاملات اجتماعی، در شکلگیری فضاهای نیمهعمومی و عمومی در بافت روستاها و حتی درون خانهها نقش داشته است. اعتقادات و باورهای محلی نیز گاه در جهت استقرار خانه یا جزئیات تزیینی نمود یافته است.
۳. عوامل اقتصادی و فناورانه
در دسترس بودن مصالح بومی مانند چوب جنگلی (ممرز، بلوط، راش، توسکا)، سنگ لاشه، گل و کاهگل، و نی، اقتصاد ساخت را تعیین میکرده است. همچنین، فناوریهای ساده ولی کارآمد در زمینه برپاسازی اسکلتهای چوبی، اتصالات و شیوههای ضدآب کردن، دانش فنی معماران محلی را تشکیل میداده است. اقتصاد مبتنی بر خودکفایی نیز در طراحی فضاهای ذخیره آذوقه، نگهداری دام و فرآوری محصولات مؤثر بوده است.
بخش دوم: سبکشناسی خانههای ییلاقی اشکورات
اشکورات، شامل مناطق ییلاقی شرق و غرب رودخانه سفیدرود، با آبوهوای خنکتر و زمستانهای سختتر، الگوی خاصی از معماری را پرورانده است.
۱. استقرار و رابطه با زمین
خانهها عمدتاً بر روی دامنههای کوه و به صورت پلکانی یا مطبق ساخته میشدهاند تا هم از زمینهای مسطح برای کشت استفاده شود و هم خطر رانش زمین کاهش یابد. این استقرار، همچنین امکان دسترسی به چشمهسارها و آفتابگیر بودن را فراهم میآورد. خانهها اغلب مجتمع و متمرکزند تا از زمین کمتری استفاده شود و امنیت و انسجام اجتماعی بیشتری برقرار باشد.
۲. گونهشناسی حجمی و پلان
گونه فشرده و عمودی: به دلیل محدودیت زمین مسطح، خانهها تمایل به رشد عمودی دارند. اغلب دوطبقه هستند که طبقه همکف برای نگهداری دام، انبار علوفه و محصولات و طبقه بالا برای سکونت خانواده استفاده میشود.
پلان مستطیل یا مربع: شکل ساده و فشرده پلان، پاسخگوی نیاز به حفظ گرما و ساختار مقاوم در برابر بادهای کوهستانی است.
ساختار پلکانی: در شیبهای تند، خانهها یا سکوهای خانه به صورت پلکانی در میآیند، به طوری که بام یک خانه، حیاط خانه بالاتر میشود.
۳. مصالح و ساختار
اسکلت اصلی: از تیرهای قطور چوبی (معمولاً ممرز) تشکیل شده که روی شالودهای از سنگ لاشه قرار میگیرد. اتصالات چوبی، اغلب از نوع دمچلچلهای یا کام و زبانه، بدون میخ فلزی انجام میشده است.
دیوارها: ترکیبی از سنگ در پایه و چوب در بدنه. گاه میانچین دیوارها از گل و کاهگل یا تختههای چوبی (تخته لاایی) پر میشده است.
بام: شیبدار و عمدتاً شیروانی با شیب تند (بین ۳۰ تا ۴۵ درجه) برای دفع سریع برف و باران. پوشش بام از تختهچوب (لَت) یا سفال (در دورههای متأخرتر) بوده است.
کف: در طبقه همکف اغلب از کفِ کوبیده شده (رمد) یا سنگفرش و در طبقه بالا از تختهچوب استفاده میشده است.
۴. فضاهای اصلی و عملکرد
سِیْلهمَرْز یا طویله: فضای نگهداری دام در پایینترین سطح و معمولاً در مجاورت ورودی.
کُـنــِـه یا انبار: فضای ذخیره آذوقه، ابزار و محصولات کشاورزی.
اُتاق یا طاق (اتاق نشیمن): فضای اصلی زندگی خانوادگی در طبقه بالا، اغلب حول یک کوره (اجاق) مرکزی طراحی میشده که علاوه بر پختوپز، نقش گرمایشی نیز داشته است. این فضا اغلب چندعملکردی (خواب، پذیرایی، کار) بوده است.
تَـلار (ایوان): ایوانی کوچک و اغلب سرپوشیده در جلوی اتاقها که به عنوان فضای گذار، استراحت در فصل گرم و خشککننده محصولات کوچک عمل میکرده است.
آفتابگیر: سکویی چوبی در بیرون و در معرض آفتاب برای استفاده در روزهای سرد آفتابی.

۵. ویژگیهای سبکی کلیدی
تطبیق پذیری بالا با شیب تند زمین.
فرم فشرده و جمعوجور برای حفظ انرژی گرمایی.
بام شیروانی با شیب تند.
تلفیق سنگ و چوب در نما.
تمرکز بر فضای داخلی گرم و جمعگرا حول کوره.
بخش سوم: سبکشناسی خانههای جلگهای و ساحلی
این خانهها در مناطق کمارتفاع، نزدیک به شالیزارها و جنگلهای جلگهای، با اقلیم معتدلتر ولی رطوبت بسیار بالاتر ساخته میشدهاند.
۱. استقرار و رابطه با زمین
خانهها بر روی تلمهبار (تلّۀ خاکی دستساز) بنا میشوند تا از رطوبت مستقیم زمین و خطر سیلاب در امان باشند. این تلمهبارها توسط کانالهای کوچک (کولک) احاطه میشوند که هم زهکشی میکنند و هم در برخی موارد برای پرورش ماهی استفاده میشوند. خانهها اغلب پراکنده و در میان درختان و فضای سبز قرار دارند.
۲. گونهشناسی حجمی و پلان
گونه گسترده و افقی: به دلیل وفور زمین مسطح، خانهها بیشتر تمایل به گسترش در سطح دارند. اغلب یک یا نیمطبقه هستند.
پلان گسترده و آزاد: پلانها گاه به شکل “L” یا “U” و حول یک حیاط مرکزی یا ایوان گسترده شکل میگیرند تا حداکثر تهویه و دسترسی به فضای بیرون فراهم شود.
تفکیک واضحتر فضاها: نسبت به خانههای اشکورات، تفکیک فضایی بیشتری بین فضاهای خواب، پذیرایی، پخت و کار دیده میشود.
۳. مصالح و ساختار
اسکلت اصلی: تماماً از چوب، با ستونهای بلند و تیرهای افقی قطور. شالوده، ستونهای چوبی بر روی سنگپایه (سنگهای صاف و بزرگ) هستند تا از نفوذ رطوبت به چوب جلوگیری شود.
دیوارها: دیوارها اغلب پوستۀ جداکننده هستند و از تختههای چوبی عمودی یا افقی (لاپِه) یا ترکیبی از چوب و网状 نی (به عنوان آستر) ساخته میشوند. این دیوارها سبک و قابل باز شدن هستند.
بام: شیبدار و غالباً چهارشیب (گاهی دوشیب) با شیب ملایمتر. پوشش بام از ول (یک نوع نی جنگلی خاص و بادوام) بوده است که عایق حرارتی و رطوبتی عالی است.
کف: همیشه از تختهچوب با فاصله از زمین، تا جریان هوا در زیرزمینی فنی برقرار باشد و رطوبت کمتر شود.
۴. فضاهای اصلی و عملکرد
واجارگاه یا سرطویله: فضای جداگانهای برای دام، گاه در فاصلهای از بنای اصلی.
اُتاقها: اتاقهای اختصاصیتر با کارکردهای جداگانه. اغلب هر اتاق دری به ایوان اصلی دارد.
أشپزخانه (آشپزخانه): فضایی مجزا برای پختوپز، گاه در بخشی از ایوان یا فضای جداگانه.
أیوان (ایوان): قلب خانه ساحلی. فضایی وسیع، سرپوشیده و مشرف به فضای سبز که محل زندگی روزمره، استراحت، پذیرایی از مهمان، کارهای دستی و حتی خواب در شبهای تابستان است. ارتفاع زیاد سقف ایوان به خنکسازی هوا کمک میکند.
غَرْفِه یا بالکن: فضای بازی شده در طبقه بالاتر (اگر وجود داشته باشد) که اغلب به عنوان اتاق خواب استفاده میشده است.
۵. ویژگیهای سبکی کلیدی
استقرار بر تلمهبار برای مقابله با رطوبت.
فرم باز و گسترده برای تشویق جریان هوا.
بام چهارشیب پوشیده از ول.
ساختار تمامچوبی و سبک.
تمرکز بر ایوان به عنوان فضای زندگی اصلی و رابط درون و بیرون.
بخش چهارم: تحلیل تطبیقی و وجوه اشتراک و افتراق
وجوه اشتراک سبکی:
تطبیق پذیری اقلیمی: هر دو گونه در اوج پاسخگویی به شرایط محیط خود هستند.
معماری مبتنی بر چوب: چوب به عنوان ماده اولیه غالب، نحوه ساخت، فرم و زیباییشناسی هر دو گونه را تعیین کرده است.
پلان باز و انعطافپذیر: فضاها عموماً ثابت و بسته نیستند و با تغییر نیاز خانواده قابل تعدیل هستند.
سادگی و فقدان تزیینات پیچیده: زیبایی در تناسب، مصالح طبیعی و ساختار کارآمد نهفته است.
تلفیق با طبیعت: خانه بخشی جداییناپذیر از منظر کشاورزی و طبیعی اطراف است.
فضاهای چندعملکردی: به ویژه در گذشته، فضاها بر اساس زمان و فصل، عملکردهای مختلفی مییافتهاند.
وجوه افتراق سبکی:
| ویژگی | خانههای ییلاقی اشکورات | خانههای جلگهای و ساحلی |
|---|---|---|
| هدف اقلیمی اصلی | حفظ گرما، دفع برف، مقاومت در برابر باد سرد | ایجاد سایه و کوران، دفع رطوبت بالا |
| فرم کلی | فشرده، عمودی، مجتمع | گسترده، افقی، پراکنده |
| مصالح دیوار | سنگ و چوب (دیوارهای سنگینتر) | تمام چوب (دیوارهای سبک و جداکننده) |
| نوع بام | شیروانی با شیب تند | چهارشیب با شیب ملایم |
| پوشش بام | تختهچوب (لت) یا سفال | ول (نی) |
| فضای محوری | اتاق نشیمن داخلی حول کوره | ایوان وسیع و سرپوشیده |
| رابطه با زمین | تطبیق با شیب، ساخت پلکانی | ارتفاع گرفتن بر روی تلمهبار |
| نورگیری | پنجرههای کوچکتر برای حفظ گرما | پنجرهها و درهای بزرگ و متعدد به ایوان |
بخش پنجم: چالشها و آینده معماری بومی گیلان
متأسفانه این گنجینه معماری با تهدیدات جدی روبرو است:
تغییر الگوی زندگی: کوچک شدن خانوادهها، کاهش فعالیتهای کشاورزی سنتی و میل به زندگی مدرن، نیاز به فضاهای سنتی را کاهش داده است.
کمبود مصالح: محدودیت در برداشت چوب از جنگلها و عدم تداوم کشت ول، دسترسی به مصالح اصلی را مشکل ساخته است.
تخریب و بیتوجهی: بسیاری از خانههای قدیمی به حال خود رها شدهاند یا با مصالح نامناسب (مانند ایرانیت، آجر و سیمان) “نوسازی” میشوند که با اقلیم سازگار نیست.
فقدان استادکاران: دانش ساخت این خانهها در حال فراموشی است.
راهکارهای پیشنهادی:
مستندسازی و پژوهش: ادامه مطالعات دقیق میدانی و ثبت نمونههای باقیمانده.
احیاء هوشمند: بازسازی و بهروزرسانی این خانهها برای کاربریهای جدید مانند بومگردی، موزههای محلی یا خانههای دوم، با حفظ اصول اقلیمی و ساختاری آن.
بازآفرینی اصول: استفاده از اصول طراحی این معماری (مانند تلمهبار، ایوانهای وسیع، سازه چوبی سبک، بامهای شیبدار) در معماری معاصر منطقه.
آموزش و ترویج: آشنا کردن جامعه محلی و معماران جوان با ارزشهای این معماری.

نتیجهگیری
معماری خانههای قدیمی گیلان، از کوهستان تا ساحل، نمایشی شکوهمند از خرد جمعی و سازگاری خلاقانه انسان با محیط است. تحلیل سبکشناسانه این خانهها نشان میدهد که چگونه پاسخهای متفاوت به دادههای یکسان (چوب، رطوبت، باران) در دو بستر جغرافیایی متمایز، به دو گونه معماری همخانواده ولی متمایز انجامیده است: گونه کوهستانی، صخرهای و گرمکن، و گونه ساحلی، سبکوزن و خنککن. این معماری، فراتر از یک سرپناه، یک “دستگاه زیستی” کامل است که تولید (کشاورزی، دامداری)، انبار، سکونت و اجتماع را در یک کل منسجم ادغام میکند. حفظ و بازخوانی این میراث، نه برای تکرار گذشته، بلکه برای الهامبخشی به آیندهای است که در آن معماری، دوباره پیوندی عمیق و احترامآمیز با طبیعت و فرهنگ محل خود برقرار کند. آینده معماری گیلان میتواند در تلفیق هوشمندانه این دانش بومی با فناوریها و نیازهای جدید معنا یابد.
گروه انبوه سازان و املاک پردیس
بهترین املاکی که اخیرا توسط پردیس معرفی شده
خانم برزویی
۴ ماه قبل
خانم برزویی
۴ ماه قبل
فروش زمین ساحلی فقط۱میلیارد
مترمربع:
۲۵۰
خانم برزویی
۴ ماه قبل
ویلا فلت نوساز و کلیدنخورده در شرق گیلان
حمام ها:
۱
مترمربع:
۱۸۵
فاطمه آژده
۴ ماه قبل
ویلا دوبلکس نما مدرن نزدیک دریا با سند تک برگ
حمام ها:
۱
مترمربع:
۱۷۸
فاطمه آژده
۴ ماه قبل
فاطمه آژده
۴ ماه قبل
خانم برزویی
۵ ماه قبل
خانم برزویی
۵ ماه قبل
خانم برزویی
۵ ماه قبل

اقتصاد کشاورزی و بازار در گیلان: از شالیزار تا سفره
۱۵ بهمن ۱۴۰۴
بدون دیدگاه

چرا چاف و چمخاله به یکی از قطبهای جدید سرمایهگذاری ملکی تبدیل شدهاند؟
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
بدون دیدگاه

راهکارهای مقابله با شوری خاک و بهبود استحکام زمین در چاف و چمخاله
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
بدون دیدگاه











